امروز دارم بعد از مدتها مینویسم!!
خیلی وقت بود به صدف نگاهی نکردی بودم و یادش نبودم!!
اما الان دوباره میخوام بنویسم!!
قصد داشتم تا مطلبی با عنوان "عشق از نگاه موجودی2" را مثل "عشق از نگاه CIS" یا "ریاضیات فیزیک عشق" که قبلا نوشته بودم ، بنویسم اما این امتحان مزخرف طرحریزی واحدهای صنعتی تمام حس و حالم رو ازم گرفت چه برسه به اینکه بخوام مطلب طنز بنویسم!!
اما حالا میخوام طرحریزی واحدهای عشقی یا عشق از زاویه طرحریزی رو بنویسم!!
( بیخیال امتحان و هرچی نمره بیخودشه!! )
عشق از زاویه طرحریزی
پسرک کوچه بقلی ، ابروکمون چشم عسلی میخواد یه رابطه لاو استوری با شیطونکی که بدجوری عاشقش بشه با اون نگاه اولی ردیف کنه!!
اما این پسرک کوچه بقلی که تا یکی دو ترم دیگه برای خودش مهندس صنایع میشه یادش میاد که تو دانشگاه درس شبیه سازی ارایه میدن اا اما این برنداشته ولی برای امتحان مزخرف امروزش "طرحریزی واحدهای صنعتی" رو توپ خونده!!
یادش میاد که یه استادی هم برای روش2 داشته که برای همه چیز یه تقریب میزد و کلک مهندسی جور میکرد تا مسایل رو حل کنه!!!
یهو یه فکری به ذهنش میرسه!! ماجرای پیدا کردن شیطونک رو که بدجوری عاشقش بشه با اون نگاه اولی با یه کلک مهندسی شبیه سازی میکنه به طرحریزی یه واحد صنعتی!!
حالا برو که رفتیم!!
میگه خوب!! مرحله اول اینه که این یک پروژه از بالا به پایینه!! پس باید از کلیات شروع کنه تا به جزئیات برسه!! و نکته مهم اینه که طرح یک پروژه ایجادی است نه بهبودی!!
چون میخواد کار رو اصولی انجام بده ، میاد سراغ "دیدگاه Apple"
1- جمع آوری اطلاعات اولیه
- نوع محصول : یه دخترک چشم عسلی ، خوشگل و ماه و خوردنی ، ناز و لوند ، قد بلند ، سفید و شیرین مثله بستنی ، دختر مهربون و تو دل برو با اون نگاه اولی!!
- تعیین ظرفیت : یکی کمه ... دو تا غمه ... سه تا که شد خاطرجمه!!
2- تعیین انواع منابع مورد نیاز و تعداد آن
منابع زیادی لازم داره!! اصلا نمیدونه از کجا شروع کنه!! میاد میشینه منابع لازم رو لیست میکنه!!
- یدونه موبایل : تا زنگ بزنه به شیطونک خونه بقلی ، بهش بگه دوستش داره قد هزارتا صندلی!!
- یدونه ماشین : تا بره دنباله دخترک ناز و خوردنی ، بهش بگه عشقه منی ، بپا نیفتی بشکنی!!
- حساب بانکی قوی : تا بتونه برای شیطونک چشم عسلی کادو بخره ، " کفش PUMA ، بلوز TOMMY ... " ، اینور بره اونور بره ، شام بخره ناهار بده تو رستورانهای درجه اولی!!
- ....
3- تخمین فضای مورد نیاز
اما پسرک کوچه بقلی میخواد بیاد عاشق بشه ، " شیر بخوره .. رشد بکنه .. عاشق شه .. طعم پریشانی و آشفتگی رو بچشه .. که چی بشه؟ " تا Honey بشه بره تو دل دخترک خوشگل و ماه و خوردنی!!
پس فضا میخواد .. باید بهش فضا بدن تا بتونه خودش رو نشون بده!! میبینه تو چند وقت اخیر فضا مضا بکل تعطیله!! پس میاد میگرده تو کوچه بقلی ، کوچه بالایی ، کوچه وسطی دنبال دخترک هم محلی!!
.
.
.
.
خلاصه تمام مراحل دیدگاه Apple رو طی میکنه و میاد میبینه که مطابق ظرفیت تعیین شده 3 تا آلترناتیو داره!!
اما جمع و جور کردن یه چشم عسلی ، کار خداست چه برسه به 3 تا ابرو کمون خوردنی!!
پس باید یه چیدمان مناسب و Optimal تو قلبش برای جا دادن این 3تا در نظر بگیره!! وقتی فکر میکنه یادش میاد که با روش CORELAP میتونه چیدمان مناسب رو در بیاره!!
حالا CORELAP هم توش میمونه!! برای جلوگیری از ضایع شدن جناب نرم افزار از شرح الگوریتم خودداری میکنم + یادتون نره باسه یه دل یه دلبره بسه
حالا نمیدونم اینی که نوشتم خوبه؟ نمیدونم بده؟ از وسط به دو طرفه؟

